عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

378

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

عيافة « 1 » بنى لهب . بنى لهب در ميان عرب بيشتر از همه از آواز حيوانات و پرواز پرندگان پيشگويى و تفأل مىكنند . يكى از راويان گويد : با عمر بن الخطاب ( رض ) در موقف حج حاضر بودم ، كسى بانگ زد : يا خليفهء پيامبر ، پس گفت : اى امير المؤمنين . در اين هنگام مردى از پشت سر من او را مرده خواند و گفت به خدا كه امير المؤمنين مرد . چون روى برگرداندم ديدم مردى است از بنى لهب - كه به پيشگويى و فال بد زدن شهره‌اند . او گويد كه چون براى رمى جمره ايستاديم و من به انداختن سنگ ريزه پرداختم ناگهان صداى برخورد سنگى را شنيدم كه به بخش پيشين سر عمر كه مويش ريخته بود خورد و خون سرازير شد . كسى گفت : به خدا خليفه كشته شد و هرگز در اين موقف نخواهد ايستاد . چون نگاه كردم درست مانند همان لهبى را ديدم يش از آن كه آن سال به سر آيد خليفه كشته شد . كثيّر دربارهء مردى از بنى لهف - به نام لهب بن ابى احجن الازدى گفته : تيمّمت لهبا ابتغى العلم عنده * و قد صار علم العائفين الى لهب يعنى : آهنگ ديدار لهب كردم تا چيزى از دانش وى بياموزم كه دانش فال زنان و پيشگويان به لهب مىرسد . عىّ باقل . داستان درماندگى باقل در سخن گفتن مشهور است . گويند آهويى به يازده درهم خريده بود به جماعتى گذشت پرسيدند : اين حيوان را به چند خريدى ؟ دستش را از هم باز كرد و زبانش را درآورد - مىخواست [ با ده انگشت و زبانش ] بگويد : به يازده درم . و تا دستها را از آهو رها كرد ، حيوان از زير بغلش گريخت . و اين داستان ، مثل گشت در ضعف و ناتوانى وى . گويند « فلان ، از باقل نيز بيچاره‌تر و ناتوان‌تر است » همان‌سان كه گويند : « فلان از سحبان نيز گشاده زبان‌تر است » .

--> ( 1 ) - عيافة : اين است كه از نام پرندگان يا آواز آنها يا نشستن در جايى ، پيش‌بينى بد يا نيك بكنند و تفأل زنند . ( م . )